امروز ۴ امین سالگرد اسپم شدن سایتم توسط گوگل! است که تجربه هایش برای شما کم ارزش نیست. روزهای پایانی سال ۹۰ بود که تصمیم گرفتم یک وب سایت راه اندازی کنم که به دانشجوها در تحقیقات و پروژه‌ها خدمت رسانی کند! ایده‌ی خوبی بود اما ایده خوب مستلزم یک روش اجرایی درست است!

با هزینه‌ی تقریبا بالایی وب سایتم را طراحی کردم. به گرافیکش هم حسابی رسیدم. حدود ۲۰۰ مطلب روی سایت قرار دادم و با دانشجویان زیادی تماس میگرفتم و از آن‌ها مشاوره می‌گرفتم. خیلی از استاتید دانشگاه به من در این دایرکتوری کمک کردند اما برخی هم چشم دیدن این را نداشتند که یک دانشجو دارد راه کار تحقیق و جستجو را پیش روی دانشجویانشان قرار می‌دهد!

جالب بود که روز اول بازدید سایت تازه راه افتاده‌ی من ۲۰۰ نفر یا همان ip بود! خیلی خوشحال بودم. روز به روز پیشرفتنش بیشتر بود تا اینکه الگوریتم‌های حیوانی و مسخره‌ی گوگل سر راهمان سبز شدند و به یکباره ایندکس‌هایم در گوگل به صفر رسید. اینجا بود که سایت من به منزله یک جسد مرده را داشت! اما خب تجربه گرانبهایی بود! ساعت‌ها شبانه روز برایش وقت گذاشته بودم. هزینه کرده بودم و به رنگ قرمزش وابسته شده بودم.

اسپم سایت

یکی از دوستان با بررسی سایت نکته‌هایی به من یاد آوری کرد که دوست دارم آن‌ها را هم به شما بگویم! من باید باور می کردم که مشمول پنالتی گوگل شده ام! و این را به خودم قبولاندم و با آن کنار آمدم و درس های آموزنده ای گرفتم که اینجا آن ها را با شما به اشتراک می گذارم.

اولین تَشَر دوستانه!

چرا سایتت رو توی وبمستر ثبت نکردی!؟

اینجا بود که فهمیدم اگر سایت رو در وبمستر ثبت کرده بودم، مطمئنا قبل از از دست دادن سایتم، هشدارهای گوگل را می‌دیدم و درصدد رفع آن‌ها بر می‌آمدم! اما خب اشتباه جبران ناپذیری بود!

دومین تَشَر دوستانه!

این همه لینک چرا توی صفحه‌ها قرار دادی؟

به طرز افراطی در داخل صفحات لینک به سایت‌های دیگر قرار داده بودم. این جا بود که به احتمال خیلی زیاد اسیر چنگال الگورتیم  پنگوئن شده بودم! پنگوئن گوگل را که می‌شناسید؟ فقط و فقط به لینک‌ها گیر می‌دهد و ما را نیز با یک حرکت جانانه سایت ما را هم اسکی کرد!

سومین تَشَر دوستانه!

این صفحه اوله که تو داری؟ چرا انقدر بی در و پیکره!

راستش را بخواهید اصلا صفحه اول سایتم مثل صفحه اول بقیه سایت‌ها نبود! برخی مطالب به طور کامل در سایتم نمایش داده می‌شد! اما گاهی تماما لینک‌ها در صفحه اول قرار می‌گرفتند. اصول ثابت و ساختار هدفمندی در صفحه اول نمایان نبود.

چهارمین تشر دوستانه!

چرا مطالب با کیفیت نداری؟

اینجا بود که فهمیدم هیچ چیزی از وبمستری و الگوریتم‌های گوگل نمی‌دانم! سریعا بجای اینکه لوتی وارانه به فکر فرو بروم تصمیم گرفتم بیخیال سایتم بشوم و بنشینم روی مبانی وب و جریانات تازه متولد شده‌ی گوگل کمی مطالعه داشته باشم. همین کارا را کردم و بعد از چند سال توانستم سری در میان وبمسترها در بیاورم! اصلا جالب این بود که اگر این سایت من به زمین نمیخورد هرگز پیشرفت نمی‌کردم!

امروز ۴ امین سالگرد نیست و نابود شدن سایتم در گوگل بود اما فرصتی شد که برایتان از این سایت بگویم و تجربیاتش را در اختیارتان قرار دهم.

Share on FacebookEmail this to someoneShare on Google+Print this pageTweet about this on TwitterShare on LinkedIn
برچسب ها
در همین زمینه میخوانید ...
نظرات
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
کد امنیتی

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.