به سناریوی زیر دقت کنید:

آقای شارلی، برای فروش محصولات خود، یک بازاریاب را استخدام کرد و به او سه هفته وقت داد تا تلاشش را انجام دهد. روز ۲۱ ام که انتهای هفته بود، او را خواست تا نتایج را برایش باز گو کند. اما بازاریاب به او گفت:

به دلیل وجود رکود بازار من نتوانستم مشتری های زیادی پیدا کنم.

آقای شارلی تصمیم گرفت به جای او، یک بازاریاب دیگر به نام سیمون استخدام کند. پس از فرصت ۲۱ روزه ی آقای شارلی، سیمون به شرکت آمد و توانست لیستی از مشتری ها را در پیش روی آقای شارلی قرار دهد.

 بازاریابی

ادامه این ماجرا کاملا واضح است اما من با بخش دیگری از این ماجرا کار دارم. به نظر شما چه چیزی در این میان، تفاوت داشت؟ منطقه ای که به دنبال مشتری بودند؟ محصولات ؟ و یا بازاریاب ها؟

درست است، در واقع این نوع تفکر و تلاش بازاریاب ها بود که توانست برای شرکت موفقیت به ارمغان آورد اما چگونه؟

آقای سیمون روحی نا محدود داشت و توانست با نادیده گرفتن بهانه ی بسیاری از بازاریابان که رکود بازار است، بی نهایت فکر کند و درهای بسته را با درهایی که جدیدا باز می کرد، بسته نگهدارد. در واقع او فرصت های مختلف را بررسی می کرد و معتقد بود که راهی وجود دارد. .

آقای سیمون نمونه ای از یک بازاریاب است که هر شرکتی در عصر کنونی بدان نیاز دارد. او اعتقاد دارد که برای هر چیزی راه حلی وجود دارد.

منفی نگری در بازاریابی

معضل بازاریاب های سست کار چیست؟

بسیاری از بازاریاب ها، با دیدگاه منفی و پر از گلایه از کار، زندگی، همکار، بازاریابی و غیره پا به عرصه کار می گذارند و نمی توانند بهره وری خوبی داشته باشند. اما برخی ذاتا انرژیک به دنیا می آیند و کارها را پیش می برند.

هدف من از این نوشته این نیست که گلایه نکنید. بله باید با گلایه اشکالات بخش های زندگی را رفع کنید اما شما یک بازاریاب هستید و برای این کار گماشته شده اید پس لزومی ندارد که بخواهید کار بازاریابی تان که جذب و پرورش مشتری است را با چیزهای حاشیه ای پر کنید و بر کار خود تاثیر منفی بگذارید..

تاثیر بازاریاب های منفی نگر، در مشتری یابی و مشتری مداری

خب شما تصور کنید که مشکلی دارید و قصد دارید از کسی برای آن کمک بگیرید. اگر این فرد دارای روحیه گسترده ای نباشد قطعا شما را در کار به بنبست می رساند.

بازاریابی

اما اگر فردی در مقابل شما باشد که منفی نگری و محدودیت نگری را دور زده باشد قطعا برای تان راه حلی پیدا خواهد کرد حتی اگر راه حل شما محصول او نباشد.

به طور کلی مشتری ها حاضر به کار کردن با افراد اخمو، دم دمی مزاج، منفی نگر و محدود نگر نیستند. این مشکل بسیاری از کسب و کارها است که امروز متاسفانه با آن روبرو هستیم. .

برای حل این مشکل چه پیشنهادی برای بازاریاب ها و مدیران شرکت ها دارید؟ دیدگاه های خود را برای من در بخش نظرات بنویسید و من را خوشحال کنید.

 

برچسب ها
در همین زمینه میخوانید ...
نظرات
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
کد امنیتی

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.