در امر مشاوره بازاریابی بارها در این باره تاکید می کنیم که خودتان را نسبت به مشتری در سطحی قرار دهید که آن ها اعلام انزجار نکنند اما برخی واقعا از این موضوع استفاده نمی کنند و بارها شاهد فرار مشتری ها می شوند. من در این مقاله می خواهم به موضوعی بپردازم که باید خواه یا نا خواه، در امر بازاریابی و البته راضی کردن مشتری و بستن قرار داد، به آن دقت کنید.

علت انزجار مشتری از برخی بازاریاب ها

بای مارکتینگ: علت انزجار مشتری از برخی همکارانم در امر بازاریابی این است که آن ها سه ویژگی را در بازاریاب مشاهده می کنند که به شرح زیرند:

۱- بزرگ پنداری

۲- کم بینی مشتریان

۳- خود کم بینی در بازاریابان

حالا به اختصار در مورد هر یک کمی توضیح می دهم:

بزرگ پنداری در بازاریابان

زمان هایی پیش می آید که یک بازاریاب بخاطر اینکه محصولی دارد که مشکل قشر خاصی را حل می کند، به عنوان یک همه کاره که معجون نجات مشتری در دست اوست، به سمت مذاکره می رود. زبان بدنی که در این حالت ایجاد می شود، حالت روحی و روانی و حتی بیانات و نوع نگاه بازاریاب در چنین حالتی، برای مشتری سنگین است و موجب می شود که او از قرار داد فرار کند. درست است که محصول مورد نیاز مشتری به دست شما است، حتی اگر شما انحصارا به فروش محصول و راه حل مورد نظر مشغول باشید در عین حال فراموش نکنید که شما هم به مشتری ها برای توسعه شرکت خود نیاز دارید. پس لطفا با این دیدگاه خود برتر انگاری و خود بزرگ بینی و خود غول بینی را فراموش کنید و به سراغ مشتری ها بروید.

frustrated customers

حقیر دانستن مشتری ها

گاهی فرد خود را در جایگاه بلندی می بیند که مشمول صحبت اول ما می شود اما گاهی با وجود یا بدون این ویژگی، بازاریاب ها، مشتری ها را زیر دستی های خود می دانند. به همین خاطر است که با لحنی با مشتری حرف می زنند که مشتری به آن ها نیاز مبرم دارد و می توانند هر گونه که می خواهند با او صحبت کنند. تحقیر مشتری از روش صحبت کردن، نگاه و حتی نشستن شما کاملا مشخص است. مطمئن باشید که هیچ مشتری پیدا نمی شود که از این موضوع بیزار نباشد. پس برای نگهداشتن مشتری ها، به آن ها به عنوان یک فرصت خوب برای خود فکر کنید و در نهایت انسانیت به فکر حل مشکلات آن ها باشید تا بازخورد خوبی نیز دریافت کنید.

خود کم بینی در بازاریاب ها

این گزینه دقیقا بر عکس گزینه شماره ۱ است. در این حالت، بازاریاب با اعتماد به نفسی ضعیف به دنبال این است که بتواند هر طور که شده، مشتری را راضی کند. شاید در این پروسه حتی از خود نیز کم بگذارد. به همین دلیل است که معمولا مشتری ها از این قشر بازاریاب ها فرار می کنند.

شما همیشه به دنبال مشتریانی قوی هستید، و این مشتریان نیز به دنبال سرویس هایی می گردند که از قدرت بالایی از هر جهت برخوردارند که می تواند مشکل شان را حل کند و در نهایت احترام با آن ها رفتار کند.

بهترین راه حل چیست؟

صحبت ما این نیست که خود برتر انگار نباشید یا اینکه خود را حقیر کنید و یا اینکه به هر قیمتی که شده با مشتری برخوردی کنید تا موفق شوید او را به خود جذب کنید. حرف حساب ما در چند جمله خلاصه می شود:

اول اینکه: با اعتماد به نفس به توانایی های خود، در کمال احترام و قدرت با مشتری روبرو شوید.

دوم اینکه: با وجود اینکه راه حل مشتری در دست شما است و او به شما محتاج است، اما فراموش نکنید که شما هم به او احتیاج دارید.

سوم اینکه: هرگز مشتری را در ذهن خود ساده، حقیر و فریب خوردنی انگار نکنید.

چهارم اینکه: به صرف اینکه شما نیاز دارید تا با مشتری به توافق برسید تا به سود برسید، لازم نیست از خود کم بگذارید و حقیرانه برخورد کنید.

پنجم: تلاش کنید که به عنوان یک مشاور دلسوز به دنبال حل مشکلات باشید تا مشتری نیز عکس العمل ویژه خود را به شما نشان دهد چرا که مزایای صحبت کردن با مشتری همچون یک مشاور بسیار زیاد تر از آن چه است که شما حتی تصورش را بکنید چرا که تاثیر گذاری آن برای اعتماد سازی برای بلند مدت خواهد بود و این تنها یک مزیت از آن است.

به هر حال برای اینکه در امر فروش موفق شوید، باید بدانید که با چه کسی مواجه می شوید و چگونه با او روبرو شوید تا او را از دست ندهید. در این باره آیا تجربه ای دارید؟ دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

برچسب ها
در همین زمینه میخوانید ...
نظرات
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
کد امنیتی

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.