پیتر دراکر را می شناسی؟ عکسش را در زیر این جمله گذاشته ام . او را ببین:

تجارت

پیتر دراکر پدر مدیریت نوین و مدرن است که حرفهای جالبی دارد که می تواند یک بمب انگیزشی برای کار باشد. موضوع پست امروز رو یکی از جملات ایشون قرار دادم..

ایشان معتقد است که:

هدف اصلی تجارت این است که مشتری پیدا کنی و مشتری داری کنی تا سود کنی!.

جمله جالبی بود! چون بیشتر که نه ۱۰۰ درصد کسب و کارها به دنبال این هستند که مجموعه ای از محصولات و خدمات عرضه کردنی پیدا کنند و آن ها را فقط در معرض فروش قرار دهند و یکبار آن ها را بفروشند و از فروش سودی عاید خود کنند و لذت ببرند.

اما جمله ای که دراکر می گوید در واقع متضمن فروش های پی در پی است! چه جمله جالبی! یعنی شما وقتی مشتری پیدا می کنی و آن را مراقبت می کنی، او می تواند به دلیل اعتمادی که به او کرده اید و به دلیل اعتمادی که به شما کرده بارها و بارها دست به خرید بزند!

این موضوع یک بُعد منفی هم دارد و آن هم اینکه:

هزینه مشتری پیدا کردن بالاست ولی وقتی مشتری داری شروع می شود هزینه بسیار کاهش پیدا می کند اما سود ها بیشتر می شوند! 

جالب است که این برداشت و جمله ضمنی از جمله طلایی دراکر، به این جمله از او ختم می شود که می گوید:

پیتر دراکر

شاید ابتدای کسب و کار هزینه کردن بدون سود انچنانی چندان جالب نباشد و در عرف نگنجد!

در این بخش که حرف از هزینه های ابتدایی کسب و کار است، یادم افتاد به بخشی از فیلم نهنگ عنبر! آنجا که پدر رضاعطاران سیستم موسیقی برای رونق گرفتن کسب و کار، استخدام می کند ولی چون انتخاب درستی نبود! یک ماهه کار به شکست انجامید! البته کاری به شکست این کاراکتر فیلم نداریم چون نیاز به توضیح دارد اما نکته اینجاست، باید کمی برخلاف جریان معمولی زندگی ات زندگی کنی، تا بتوانی حرفی برای گفتن داشته باشی در جایی که کسی روزی حرفی برای گفتن نخواهد داشت!

 نکته اینجاست، باید کمی برخلاف جریان معمولی زندگی ات زندگی کنی، تا بتوانی حرفی برای گفتن داشته باشی در جایی که کسی روزی حرفی برای گفتن نخواهد داشت!.

طبق تجربه کمپانی های بزرگ روش بازاریابی شان ابتدا بر اساس پیدا کردن و نگهداری مشتری بوده تا اینکه بخواهند مستقیما محصول یا خدماتی را به کسی غالب کنند! یا قالب کنند!

بیاییم برای یک بار هم که شده تمرکزمان را بر روی فروش برداریم و به دنبال مشتری باشیم! آن هم مشتری هایی که می توانیم آن ها را برای کسب و کار خود، نگهداریم.. این داستان همون قضیه رهاسازی هم هست که نتیجه های جالبی در پی داره!

برای تمرین جالب تر میشه که بخواهیم این کار رو توی کسب و کارمون پیاده کنیم. خب باید چکار کنیم! باید روی دامنه مشتری هایی که می تونن برای ما نفعی داشته باشن و به کسب و کارمون نزدیک بشن برنامه ریزی کنیم! و اون ها رو پیدا کنیم و ازشون مراقبت کنیم.

این روش میتونه تنوعی توی کسب وکارمون هم داشته باشه که می تونه یک جورایی حال کسب و کارمون رو عوض کنه! تجربه تون رو در این باره با من در میان بگذارید! با تجربه تون کارها دارم.

سوالی داری؟ از من بپرس.

 

در همین زمینه میخوانید ...
نظرات
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
کد امنیتی

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.