من همیشه نصیحت ونسا ویلیامز را که در مورد نگه داشتن بهترین چیز برای آخرین لحظه است در ذهنم مرور می‌کنم. مورد آخر در حقیقت درباره‌ی اندازه‌گیری بازگشت سرمایه به ازای بازاریابی محتوا است.

روزگاری، اثبات این که بازاریابی محتوایی واقعاً کار می‌کند خیلی سخت بود. حتی امروز هم علی‌رغم فناوری تحلیلی پیچیده‌ای که در اختیار داریم، این مسئله هنوز برای ناشران معروف هم چالش بزرگی به حساب می‌آید. خوشبختانه، با کمی برنامه‌ریزی می‌توان از پس این کابوس برآمد.

چگونه از پس این مشکل بر بیاییم؟

اول از همه باید مشخص کنید که می‌خواهید بازاریابی محتوایی شما در واقع چه کاری انجام دهد. آیا می‌خواهید مخاطبان اجتماعی سایتتان را افزایش دهید؟ مخاطب هدفمند جذب کنید؟ پروفایل افکار رهبران‌تان را ارتقا دهید؟ همه‌ی این‌ها؟ بدون اهداف مشخص و واضح، اندازه‌گیری ROI اهداف بازاریابی محتوایی خیلی مشکل می‌شود.

 ROI

نکته‌ی مهم این است که تصمیم بگیرید چگونه ROI محتوای خود را اندازه‌گیری کنید. اگر امید دارید تا با وبلاگ نویسی مخاطب هدفمند بیشتری برای کسب و کارتان جذب کنید، باید مطمئن شوید که مسیرهای تبدیل و ردیابی را به درستی در Google Analytics (یا برنامه‌ی مورد نظر خود) تنظیم کرده باشید تا ثابت شود که استراتژی شما کار می‌کند. اگر اهداف محتوایی‌تان بیشتر اجتماعی است، شاید بهتر باشد تا برای ردیابی تاثیرات اجتماعی محتوای‌تان در طول زمان از ابزارهایی مثل BuzzSumo یا Twitter Analytics استفاده کنید. ملاحظه‌ی معیارهای خودبینانه مثل تعداد بازدید صفحاتی که مورد علاقه‌ی بازاریابان است و داده‌های خائنانه‌ای مثل زمان حضور در صفحه را بکنید، علاوه بر این معیارهایی مثل عمق اسکرول را که تحت عنوان «معیارهای توجه» نام دارند برای اندازه‌گیری دقیق درگیری کاربر با سایت در نظر بگیرید.

وبلاگ نویسی را بدون طرح و برنامه، و به امید آینده شروع نکنید. بدانید که چرا دارید محتوا تولید می‌کنید، چه اتفاقاتی باید رقم بخورد، و برای این که ببینید که استراتژی‌تان کار می‌کند یا نه یک نقشه‌ی فکر شده داشته باشید.

برچسب ها
در همین زمینه میخوانید ...
نظرات
نام و نام خانوادگی
پست الکترونیک
کد امنیتی

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.